شمس الدين حافظ
9
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
مراجعه شود به « الا يا ايها الساقى . . . در توضيحات آخر ديوان . ( ترجمهء مصراع عربى چنين است ) : هان اى ساقى در گردش آور جام را و ( مى ) بده . دوست شاعر و عارف و فاضل ، ابو الحسن پروين پريشانزاده ، كه دربارهء واژههاى « سالك » و « و اصل » و امثال آن و عرفان حافظ مطالعاتى كردهاند مىگويند بايد خوانده شود : « كه سالك با خبر نبود . . . » چون خواجه چنين فرموده و سپس توضيح مىدهند كه : واژهء « سالك » در اين بيت بطور قطعى و حتمى به معناى پيرو ، و « رونده » آمده و مخاطب ؛ « سالك » است يعنى كسى كه راهى را در پيش گرفته است . در اينجا نبايد « سالك » را با « و اصل » اشتباه كرد - سالك كه راه رونده است نياز به راهبر ( - و اصل ) دارد ( تا راهرو نباشى ، كى راهبر شوى ؟ حافظ ) - خواجه فرموده است : دستور پير مغان يعنى رهبر را انجام ده زيرا ، تو رهرو هستى ( مانند پير مغان - و اصل و رهبر نشدهاى ) هنوز با خبر از راه و رسم منزلها نيستى . بنابراين : « كه سالك با خبر نبود ز راه و رسم منزلها » . زمانى كه ملاقات كنى كسى را كه دوستش دارى ، رها كن دنيا را .